روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم!
مرغ باغ ملکوتم، نیام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساختهاند، از بدنم
+
نوشته شده در
87/02/18ساعت توسط باران (پویا پاکنژاد)
|