تبليغاتX
یادداشت های من
آن که بی باده کند جان مرا مست کجاست؟!
بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم

بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم

 

درین خاک درین خاک درین مزرعه پاک

بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم

 

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

 

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم

که امروز همه روز خمیریم و خماریم

 

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

 

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید

چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

 

نیفتیم برین خاک ستان ما نه حصیریم

برآییم برین چرخ که ما مرد حصاریم


حضرت مولانا

+ نوشته شده در  87/08/15ساعت   توسط پویا پاک‌نژاد  |