ای قوم به حج رفته کجایید کجاییدمعشوق تو همسایه و دیوار به دیوارگر صورت بیصورت معشوق ببینیدده بار از آن راه بدان خانه برفتیدآن خانه لطیفست نشانهاش بگفتیدیک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیتبا این همه آن رنج شما گنج شما باد
معشوق همین جاست بیایید بیاییددر بادیه سرگشته شما در چه هواییدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شماییدیک بار از این خانه بر این بام برآییداز خواجه آن خانه نشانی بنماییدیک گوهر جان کو اگر از بحر خداییدافسوس که بر گنج شما پرده شمایید
می توانم نگهدارم دستی دیگر را چرا که کسی دست مرا گرفته است به زندگی پیوندم داده است.
- - -
امروز دوستی پیدا کردم که منو خوشحال میکنه و من خیلی خوشحالم که اون من رو خوشحال میکنه چون این خیلی مهمه اگه من خوشحال بشم همسایه های من هم خوشحال میشن خانواده ام همکارام و مردمی که هر روز میبینم اونا اگر خوشحال بشن خب٬ خیلیای دیگه هم خوشحال میشن اینجوری شاید حال دنیا یه کم بهتر بشه پس چه خوبه که دوستی پیدا کردم که من رو خوشحال میکنه!