تبليغاتX
یادداشت های من - خدایا بازم شکرت!
آن که بی باده کند جان مرا مست کجاست؟!

تا که قانون عرب بر جای مهر آریاست
زادبوم ما اسیر درد و نیرنگ و ریاست

تا که ضحاکان حکومت می کنند بر جای عشق
جای شادی بر عذار مادران باشد سرشک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

-----------------------------------------------------

سلام!

نمی دونستم چی بنویسم. از طرفی امتحانها بود، از طرفی شرایط خانواده و از طرف دیگر الطاف سران حکومتی به من و بقیه دوستان! ترجیح دادم مثل همیشه که حرفهام رو با شعر می زنم این بار با یک شعر حرف دلم رو بیان کنم. البته این بار شعرش نه برای خودمه، نه برای مولانا، نه برای سهراب سپهری و نه برای ...

شعرش رو یکی از داییم هام گفته که هم حق پدری به گردنم داره هم مادری و هم استادی، فکر نمی کنم در کل هستی و کاینات کسی رو به اندازه دایی امیر دوست داشته باشم!

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  88/03/30ساعت   توسط پویا پاک‌نژاد  |